(◕‿◕) مهتای من بی همتاست (◕‿◕)
قالب وبلاگ

مهتا هدیه ای گران بها از خدای بی همتا

     ن

 حروف متحرک انگلیسیحروف متحرک انگلیسیحروف متحرک انگلیسیحروف متحرک انگلیسیحروف متحرک انگلیسی

الهی

کودکم ، یگانه هستی ام ، در پناه تو

  

  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

[ جمعه 23 اسفند 1392 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]

دختر عزیزم

امروز یک روز پر از عشق است 

تاریخ95/5/5

محبت/محبت/محبت139

مصادف با تاریخ پیوند من و بابات 

85/5/5

محبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبت

آرزو میکنم به یمن این تکرار دلنشین 

هرچه صفای دل

سلامت تن

لبخند

عشق پاک

و اجابت دعاست

از آن تو عزیزترین گوهر زندگیمون

 

سه سالگی
[ سه شنبه 5 مرداد 1395 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]

دخترم مهتا اینبار میخوام از جریان دندونت و دندون پزشکی رفتنت توی خرداد ماه واست بگم 

ان شاالله که همیشه دندونات سالم باشه که دیگه نخوای دندانپزشکی بری چون هم برای من و هم خودت خاطره خوبی نبود عزیزکم

یکی از دندون های آسیابت با اینکه همیشه مرتب مسواک برات میزنم سیاه شده بود و کم کم شبا که میخواستی بخوابی از درد شکایت میکردی گلم البته من فک کنم بخاطر کاکائو و شکلات و نوشابه و ... زیادی بود که میخوردی و اصلا گوش بحرف نمیدادی بلا خانم که خدا را شکر از بعد جریان روکش دندانت دیگه این موارد کمتر شده واسه اینکه از دوباره برگشتن پیش دندانپزشک میترسی و همچنین فک کنم برای داروی آهنت هم بود ته حلقت میرختم که دندونات خراب نشه ولی باز اون آخری ها در معرض بوده

 

یکشنبه درست دو روز به ماه رمضان بود که رفتیم کیلینیک تخصصی افضل قسمت کودکان تا دندونت معاینه بشه البته بگم همین اومدنت را هم با کلی قصه و شرط و اینا اومدی و کاملا راضی شده بودی که دندانپزشک که ترس نداره تازه جایزه هم بهت میده اینو به همه از جمله خود خانم دکتر هم گفتی و خیلی ازت خوشش اومده بود بعد معاینه خانم دکتر یه آینه دندان بهت جایزه داد که تو خیلی خوشحال شدی و بهت گفت حالا که دختر خوبی هستی برو یه عکس یادگاری هم از دندونت بگیر و بیار که اونجا هم دختر خوبی بودی و یه مسواک جایزه گرفتی

l16.gif                                              tandarts6.gif

متاسفانه خانم دکتر با دین عکس دندونت گفت که دندونت به عصب رسیده و باید عصب کشی و پر و روکش کرد برای دو روز بعد یعنی اول ماه رمضان بهمون نوبت داد همون روز شما را یکم وسایل دندانپزشکی آشنا کرد از جمله آقا فیشفیشی و .... و کلی همکاری کردی خانم دکتر گفت که دختر خوبی هست همکاری میکنه دیگه احتیاج به بیهوشی کامل نداره و بی حسی موضعی کافیه 

سه شنبه بابا زود از سرکار اومد و رفتیم کیلینیک با خودت میگفتی ایندقعه میخواد خانم دکتر توپ جایزه بهم بده 

از اونجایی که از آمپول میترسی با اینکه اول با ژل توت فرنگی دندونت بی حس شده بود و درد نداشت ولی بازم زدی زیر گریه و... با کلی دردسر نیم ساعت آرومت کردم تا بی حس بشه و برات کلی توضیح دادم که هیچی نیست خانم دکتر هم گفته بود بهت اگه گریه کنی کرم های دندونت بیدار میشن میان بشکونت میگیرن ولی دوباره که داخل اتاق شدی شروع به گریه کردی تا جایی که منو بیرونم کردن و من پشت در از شنیدن صدای گریه ات عذاب میکشیدم گریهخلاصه دنونت به هر صورتی بود کارش تموم شد ولی به اندازه همه عمرت گریه کردی گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه​اینقد که دیگه نای حرف زدن نداشتی و بعد اینکه خوابت برد هم داخل خواب بیقرار بودی 

بعدش که بیدار شدی میگفتی دیگه من دندونپزشکی نمیام خانم دکتر خیلی بده پس چرا توپ بهم جایزه نداد

خندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونک

اینم عکس دندونت عزیزم

یه دندون با روکش نقره ای

میگفتی مامان عکس نگیر کرم های دندونم بیدار میشناااقه قههقه قههقه قههقه قههقه قهه

l10.gif

سه سالگی
[ يکشنبه 6 تير 1395 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]

عزیز  دلم اولین پنجشنبه و جمعه خرداد 95 را با خانواده دوست بابا رفتیم به شهر گل یعنی محلات 

بقول شما شیرین زبون با هستی جون و خاله آرزون(آرزو) و آقا محبود(محمود) که کم کم تبدیل شد به آقا محبوبهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخندهخنده

خیلی سفر خوبی بود و خیلی خوش گذشت شما هم که مثل همیشه گاهی خوب گاهی قهر گاهی با هستی کشمکش و.... ولی در کل دختر خوبی بودی دلبرم

پنجشنبه بعد الظهر خانواده هستی جون اومدن دنبال ما و با هم رفتیم به سمت محلات اول رفتیم دهکده گل محلات که خیلی خیلی زیبا بود متاسفانه شما نمیدونم برای چی اونموقع دختر بداخلاقی شده بودی و اصلا دوست نداشتی عکس بگیری و همکاری نمیکردیعصبانیعصبانیعصبانیعصبانیعصبانی

بعدش رفتیم پارک سرچشمه محلات که اونجا هم خیلی زیبا و باحال بود بخصوص قسمت پارک بادی و قایق سواری اون که تو خیلیییی دوست داشتی

شب را توی پارک چادر زدیم و خوابیدیم و صبح رفتیم آبگرم محلات که قسمت خیلی باحاله سفر بود و یه دله سیر شنا و بازی کردیم تو هم که عاشق آب بازی دیگه مگه میشد از آب جدات کرد

در ادمه سفر یه سری هم نیاسر با اون آبشار خیلی زیبایش رفتیم و بعدش هم خونه اومدییییییییم

ابتدای سفر دم در خونه مهتا بانو و هستی جان 

کاملا مجهز کیف کولی و کلاه و عینک و توپ و...

خانوم بد اخلاق در دهکده گلخندونک

یه آقای خیلی مهربون که به شما و هستی جون گل داد

سه سالگی
[ سه شنبه 11 خرداد 1395 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]

دخترم در این ماه یعنی اردیبهشت که من خیلی دوسش دارم هرشب و روز را با همسایه توی حیاط با صفا و پر از گل خونه میگذروندیم و روزهای تعطیل را میرفتیم روستاهای خوش آب و هوای اطراف مثل درباغ، گله  و....

شما بلا خانوم هم به هر حال یا مشغول آب بازی یا آتیش بازیترسوترسوترسوترسوترسوترسو

مشغول آب پاشیدن با لیوان آخرش هم لیوان را شکستیشاکیشاکیشاکیشاکیشاکیشاکی

سه سالگی
[ سه شنبه 11 خرداد 1395 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]

پدرم! تو تپش قلب خانه ‏ای؛ وقتی هر صبح، با تلنگر عشق، از خانه بیرون می‏روی و با کشش عشق، دوباره باز می‏گردی. دهلیزهای قلبم، تقدیم مهربانی تو بادپشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی
...

دخترم مهتا توی این ماه دوتا مناسبت خیلی خوب بود هم روز پدر و هم روز تولد بابا مصطفی 

خدا را برای وجود سایه پدر عزیز خودم (باباجون محمد) و بابای عزیز دخترم (بابا مصطفی) صد هزار مرتبه شکرررررررر

کیک روز پدر

تیرامیسو بمناسبت روز تولد بابایی

خوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزهخوشمزه

بخاطر زور گفتن شما خانوووم که میگفتی این کیکه تولد گل من هست باید حتما کلاه تولد بزارم و شمع روشن کنید موقع خرید کیک یه کلاه برداشتی ولی متاسفانه شمع را یادمون رفت بخریم خونه باباجون که رسیدیم دیگه دیر شده بود برای همین هول هولکی یه شمع بزرگخندونکخندونکخندونکخندونکپیدا کردیم گذاشتیم روی کیک تا شما راضی بشی وگرنه قهر کردی بودی چجوررر که چرا شمع نداریمگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریههنوزم توی عکس مشخصه کاملا راضی نشدیدلخوردلخوردلخوردلخوردلخوردلخوردلخوردلخور

اینم چند تا عکس خوشکلت باباجون و بابا

محبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبت

سه سالگی
[ سه شنبه 11 خرداد 1395 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]

دخترم برگ گل سپید من

تو مثه نوری برای دیده من

از خدا میخوام خودت یارت باشه

گرد خوشبختی رو مو هات بپاشه

ای قشنگترین برای من

واسه بودن بهترین بهانه من

نقاشی های مامان مهشید به تکنیک مداد رنگی تقدیم به دخمل نازنینم

اینم یه کار نمد دوزی مامان واسه اتاقه مهتا گلی

ღعکسهای متحرک عاشقانهღ

سه سالگی
[ شنبه 28 فروردين 1395 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]

http://s2.picofile.com/file/7696592896/AKSGIF_IR_norooz_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2_77.gif

عزیز دلم اینقد نیومدم به وبلاگت سر بزنم که سال 95 شدخندونک

بوی باران،بوی سبزه ،بوی خاک،بوی شکوفه های بهاری،بوی نوشدن از راه رسید سال جدید ، سال 1395 آمد ....امسال چهارمین سالی که مهتا جونی کنار ماست و آمدن فصل بهار وفصل زیباییها را به نظاره نشسته خدایا هزار مرتبه شکر 

سال نو بر دخمل نازنینم مبارک انشالله سالی پر از شادی و برکت و سلامتی و سربلندی به همراه داشته باشی.....الهی آمین یا رب العالمین

دو سالی بود که خونه خودمون سفره هفت سین ننداخته بودم و میرفتم خونه مامان جون سفره مینداختیم بخاطر شمای شیطون بلا ولی امسال یهویی تصمیم گرفتم شده یه سفره کوچولو هم بزارم شب سال تحویل شب رفته بود که از خونه مامان جون اینا اومدیم خونه خیلی خسته بودم تو هم که طبق معمول اینقد با حسین شیطونی کرده بودی که توی ماشین خواب که نه غش کرده بودی( به حدی که موقع سال تحویل هم به زور بیدار شدی)منم از فرصت استفاده کردم و یه هفت سین کوچولو گذاشتم خجالتخجالتخجالتخجالتخجالتخجالت

کارت تبریک و تقویم های سال95 مهتا گلی به طراحی مامان مهشید

بهار به حیات دوست داشتنی خونه ما هم سر زده

 

سفر نوروزی کاشان در سفره خانه عمو غلام

خیلی شیطونی کردی از  آکواریوم دل نمیکندی

دلبری های مهتا بانو

یه اسباب بازی  بقول خودت آهنگ خوشکل داری وقتی میزنی تموم که شد باید واسه تو دست بزنیم اینقد با حال از جات پا میشی و دستات را میزاری روی سینه ات به سه طرف خم میشی میگی مرسی مرسی مرسی آدم دوست داره بخوردت میگم از کجا اینو یاد گرفتی میگی از کیش

 

 

باغ رستوران کوهاب نطنز

سه سالگی
[ شنبه 28 فروردين 1395 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]

عروسک قشنگم سلام

میخوام برات عکس های جشن تولد محمد حسین(پسر دایی مهدی)و جشن عروسی ملیحه(دختر عمو رضا) را برات بزارم

عزیزم کلا توی هر مراسمی خیللللی راحتی انگار جشن ماله خودته کلا واس ماسخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونک

توی جشن عروسی که از بالای سن و جای عروس داماد یک لحظه هم دل نمیکنی وقتی نیستن که تنهایی نشستیقه قهه وقتی عروس داماد هستن یا بینشون نشستی یا روی پای آقا داماد بیچارهقه قههوقتی هم آقای داماد تشریفشون را بردن جاشون را برای عروس خانوم پر میکنیقه قههبزور باید بلندت کرد تا یه عکسی ملت بگیرنخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونک

تولد که دیگه هیچی شمع را باید تو فوت کنی حتمااااا کادو ها همش ماله تو هست و باید باز کنی شک نکن از پشت کیک هم که تکون نکیخوری

از روزی که تولد محمد حسین خونه مامان جون و بابا جون گرفته شد و کیک اون شکل یه هاپو بود تو هم میگی پس کی تولد میو(گربه) من را میگیریددددددددددمتنظرمتنظرمتنظرمتنظرمتنظرمتنظرمتنظرمتنظرمتنظرمتنظرمتنظر

نمیدونی چقد خندیدیم چند بار با محمد حسین دعواتون شد سر واسایل تولد عزیز عمه کمی از تو نداره اونم شیطون بلا هست، یکبار که حسابی دعواتون شد وسط تولد به جون هم افتادین و کتک و کتک کاری اینقد خنده دار که نگوووووووقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قههقه قهه

الهی قربون هردوتون بررررم

   

سه سالگی
[ چهارشنبه 25 فروردين 1395 ] [ ] [ ♥مامان مهشید♥ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 16 صفحه بعد
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

فرشته کوچولوی ما مهتا،1 آبان 1391 ساعت 9:10 زمینی شد... ★این وبلاگ تقدیمی از طرف بابا و مامان به تنها گل باغ زندگیمون مهتا جون★ مینویسم یادگاری تابماندروزگاری گرنباشم روزگاری این بماند یادگاری زیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگزیبا سازی وبلاگ
آرشيو مطالب
☀گل شمار
گل آنلایـن: 1
گل های امروز : 207
گل های دیروز : 46
گل های هفته گذشته : 253
کل گل ها : 123579
امکانات وب
***** *******
صداياب ***** Myspace Backgrounds