(◕‿◕) مهتای من بی همتاست (◕‿◕)

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلع

سفر به مشهد مقدس

1395/10/7 14:42
100 بازدید
اشتراک گذاری

نتیجه تصویری برای متحرک مشهد

عریز دلم این اولین سفر مشهد شما بود و همچنین دومین سفر مامانی و بابایی اونم بد 10سالغمگینغمگینغمگینغمگینغمگین

خدا را شکر که امام رضا(ع)ما را طلبیدند اونم موقع به این خوبی شاید حکمتی داشته هم هوا عالی بود هم خلوت بود و بهتر اینکه روز سوم سفرمون همرمان با آغاز محرم بود که مراسم برافراشتن پرپم محرم سر گنبد طلایی خیلی خوب بود جای همگی خالی

بریم سراغ سفرنامه مون از اول ،پرواز رفتمون ساعت 10صبح بود بدون تاخیر راه افتادیم وموقع رسیدن آژانس های فرودگاه ما را به هتل رسوندن در بین راه گنبد طلایی را که دیدیم همزمان به السلام علیک ما شما هم گفتی وااای امام رضا خدایا شکرت که اومدیم و به آقای راننده با صدای بلند گفتی و اشاره کردی بریم به سمت امام رضا که کلی خندیدم و راننده گفت چقد هولی عمو جونخندونکخندونکخندونکخندونکخندونک

بعد از تحویل اتاق و صرف نهار و کمی استراحت دیگه هم طاقت شما و هم ما تموم شده بود مدام پشت پنجره میرفتی و به ما میگفتی بیاید امام رضا را بینید(منظورت گنبد و گلدسته بودخندونک)حاضر شدیم و شما هم با یه پلاستیک مثل مامان از جانماز و چادر رفیم به قول شما به سمت امام رضا(خدا را شکر که راهمون خیلی نزدیک بود)و تا بعد نمار شب اونجا بودیم کلی دعا کردیم و دلتنگی این چند سال را ار دل بیرون کردیم شما هم مثل تموم بچه ها میرفتی روی کول بابا و میرفتی داخل قسمت مردانه زیارت میکردیچشمک

توی این 5 روزی که مشهد بودی حسابی جای خودت را توی دل کارکنان هتل باز کردی هربار خودت شماره اتاق را میگفتی و کلید را میگرفتی چون چند وقت دیگه تولدت هم بود و ما گفته بودیم بهت واسه تولد شما مشهد اومدیم به همه میگفتی تولد منه هااااا حتی با راننده آژانسی که ما را تفریح برد آقای ابراهیم کریمی هم آشنا شده بودی و ایشون ما را خیلی جاها برد و راهنمایی کرد حتی25 بخاطر شما  یه شب خونشون هم دعوت شدیمآرامآرامآرامآرامآرام

توی این مدت خیلی جاهای مشهد را رفتیم از جمله باغ وحش،پارک ارم،باغ موزه نادر شاه، موزه آستان قدس رضوی،سرزمین موج های آبی، پاساژ آرمان ، فردوسی و..... که واقعا همه شون عالی بود مخصوصا سرزمین موج های آبی از صبح رفتیم ساعت9تا 5بعد الظهر که شما به زور برگشتی با اینکه تا 9شب وقت داشتیم و اصلا متوجه گذر زمان نشده بودم ولی بخاطر برنامه هامون دیگه برگشتیم  اونجا یه قسمت جدا واسه بچه ها داشت اول شما را که بردم توی پارک فقط آب بازی میکردی و سوار سرسره ها نمیشدی و با یه دختر همسن خودت دوست شدی که میگفت بهت ترسی نداره بیا وقتی من رفتم و بد یه مدتی اومدم سراغت اینارخودت اون دختره را تو جیبت گذاشته بودی رفته بودی بالای بلند ترین سرسره و میگفتی بیا ترسی نداره اینقد خندیدم که نگوخندهخندهخندهخندهخندهخندهخنده خیلی خوشحالم ار اینکه دخمل خوبی بودی و اصلا سراغ منو نمیگرفتی و گذاشتی من تمام سرسره ها و استخرها را برم خیلی ار چه ها دست و پا گیر مامنشون میشدن ولی شما کاملا مستقل تمام مدت تو پارک بچه ها بازی کردی آخرش هم با وعده خوردن آبمیوه و بستنی و کیک شکلاتی و... از آب بیرون اومدی و دو نفری رفتیم کافی شاپ پارک و توی فضای دلچسب اون عین خارجی ها با لباس شناخندونکخندونکخندونکچشمکروی صندلی ها نشستیم و موارد مورد علاقه و سفارشی شما را خوردیمآرامآرامآرام

بالاخره موقع رفتن رسید رفتنی که هیچکدوم راضی نبودیم موقع وداع خیلی دلم گرفت ولی به امید دیدار مجدد دل کندم و سپس پرواز به سمت شهر و دیار 

فرودگاه اصفهان زمان رفت

مهتا گلی و بابایی و صحن های امام رضا(ع)

باغ وحش مشهد

باغ موزه نادر شاه

پاساژ آرمان و فضای دلچسب و دیدنی آن

موزه آستان قدس رضوی

خوردن آش در پارک ارم که خیلی موقع بود و چسبید

هر پاساژی برای خرید میرفتیم شما باید باید باید سوار وسایل باذی شون میشدیچشمک

سالن انتظار فرودگاه مشهد یه نمای زیبا از بین الحرمین

زیارتت قبول دختر گل منو بابایی

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف